۱۳۸۷ اسفند ۶, سه‌شنبه

توفیق برگزاریِ مراسم دههء دوم ماه صفر

با سلام دوباره خدمت همهء عزیزان، ابتدا فرارسیدن ایام حزن انگیز شهادت رسول اکرم (ص)، سبط اکبر ایشان، حضرت امام حسن مجتبی (ع) و غریب الغربا حضرت امام رضا (ع) را به شیعیان و دوستدارانشان تسلیت عرض میکنم.

شاید باورتون نشه، اما نُه روزی میشه که میخوام این مطلب رو بنویسم... اما هر روز به دلیلی (دَرس و دَرس و دَرس) نشد که بشه! الانم که شده بازهم با کمبود وقت مواجهم اما نمیشه که نشه! برای همین هم سعی میکنم مختصر بنویسم.
با پیشنهاد و هماهنگیهای بی جناق (یاسر) قرار شد که یک جمع ده نفری از بچه های مجتمع خودمون (Gurney Heights)، دهه دوم ماه صفر رو مراسم برگزار کنیم؛ طوریکه هر شب منزل یکی از بچه ها برگزار بشه... خلاصه بعد از دو جلسه هماهنگی برای هر کسی یک شب در نظر گرفته شد و با لطف خدا شب آخرش هم که منتهی میشد به شب اربعین، نصیب ما شد.
مراسم هر شب راس ساعت 7:45 با نماز جماعت مغرب وعشاء شروع میشد، ساعت 8:05 تا 8:20 زیارت عاشورا میخوندیم، ساعت 8:20 تا 8:35 بیان احکام شرعی و از 8:35 تا 9 هم سخنرانی مذهبی... برای سخنرانی بعضی از بچه ها داوطلب شدن (از جمله خودِ بی جناق) و همچنین قرار شد حاج آقا توان که تحصیلکردهء حوزهء علمیه هستند دو شبِ اول و شب آخر رو سخنرانی کنند. بعد از هماهنگیهایی که با بچه ها انجام شد، تصمیم گرفتیم که همه برای شامِ شبِ اربعین کمک مالی کنیم...
استقبال خوب بود و بطور متوسط هر شب بین 20 تا 30 نفر شرکت داشتند... به دلایلی، دو نفر از دوستان نتونستن مراسم رو خونهء خودشون برگزار کنند و به ناچار اون دو شب برگزاری مجلس منتقل شد به منزل بچه های دیگه؛ یک شب از اون دو شب هم اضافه شد به منزل یاسر اینا (یعنی دوشب منزل یاسر اینا برگزار شد). قرار بود پذیرایی هر شب با یک نوشیدنی و یک کیک یا کلوچه انجام بشه... اما خوب بعضی شبها چیزهایی اضافه میشد؛ مثلاً شب جمعه ای که خونهء یاسر اینا برگزار شد، خواهر خانومی آش رشتهء خیلی توپی درست کرده بود و خانومی هم یه حلوای خیلی خیلی خوش مزه درست کرد و آورد اونجا. شب دوم هم حورا خانوم شله زرد درست کردند که خیلی عالی شده بود.
شب آخر هم که حُسنِ ختام برنامه بود... برنامه تا ساعت 10 طول کشید و 53 نفر هم شرکت کردند. همه چیز خیلی عالی برگزار شد؛ به علاوهء اینکه خانومی بازهم یه حلوای خوشمزه درست کرده بود که خاص و عام ازش تعریف میکردند. همچنین یاسر و خواهر خانومی هم زحمت کشیدن و به تعداد نفرات توی کاسه های یک نفره سالاد درست کرده بودند. ضمن ایکه مراسم هم خوب برگزار شد، همه از غذا (چلوکباب و جوجه کباب) و پذیرایی هم خیلی خوششون اومده بود. انشاءالله که خدا بازهم توفیق برگزاری چنین مراسمی رو به ما بده...
اینم چند عکس یادگاری...
1- منزل بیجناق:

2- منزل خودمان:

۲ نظر:

ناشناس گفت...

سلام. خدا از شما و همه دوستانی که زحمت کشیدن قبول کنه .ما که کم سعادت بودیم.التماس دعا.

سید فواد گفت...

سلام حسن جان،

ممنون از اینکه نظر دادی...
شما هم نیتش رو داشتی و هم در برگزاری سهیم بودی. ایشالا که اجرش رو هم هممون میبریم.

یا علی