۱۳۸۷ مهر ۶, شنبه

رابطهء منفی خستگی با انرژی مثبت!

بی مقدمه بگم که خسته ام...
خسته از روزهای توی خونه موندن و درس خوندن و...

برای کسی مثل من شاید یه رکورد به حساب بیاد وقتی بجز دو سه مورد افطاری، واقعا بیشتر از یکماهه که جای خاصی نرفتیم! اونم اینجا... انصافا تو مالزی که باشین میفهمین من چی میگم! فک و فامیل که دور و ورمون نیستن، رفقا هم که بی مرام و بی معرفت مال صبحونشونه! وقتی ایران بودیم، یه روز هم توی خونه بند نمیشدم... اگه یه روز جمعه در عرض یه ماه توی خونه بودیم فوری به خانومی میگفتم که یالا پاشو بریم بیرون یه چرخی بزنیم. چیکار میشه کرد، میگن گهی پشت به زین و گهی زین به پشت!
یه بدبیاری هم داشتیم که خبر داغش رو از بی جناق (یاسر) شنیدم... اونم اینکه زمین تنیس دانشگاه رو خراب کردن! به خاطر بازسازی خوابگاههای اطرافش. دلمون خوش بود به اون زمین تنیس که تنها جایی بود که یه ورجه وورجه ای توش میکردیم و بهش علاقه داشتیم، از طرفی هم برامون مجانی درمیومد! من یکی که خیلی ناراحت شدم. چون یه روزایی میشد که واقعا هوس بازی میزد به کلمون و چون تا خونه 5 دقیقه بیشتر فاصله نداشت، فوری میرفتیم و بازی میکردیم... تا قبل از ماه رمضون یه موقع ها 4 روز در هفته میرفتیم.

از طرفی هم این استقبال وحشتناک رو که از وبلاگ میبینم دیگه واقعا خستگی به تنم میمونه. فقط یه نفر دلمو خوش کرده که دائم همهء مطالب رو میخونه و دائم هم در موردشون نظر میده؛ اونم کسی نیست جز داداش گلم، دکتر رضای عزیز... یه خوبیم که داره اینه که با وجود اینکه میدونم این روزا سرش خیلی شلوغه و 7 صبح میزنه بیرون و 10 شب برمیگرده، اما بازم نظرش رو مینویسه و ما رو دلخوش به یه خوانندهء پروپاقرص نگه میداره... بنابراین دیگه بقیه بهانه ای نمیتونن داشته باشن (که ما وقت نداشتیم و از اینجور حرفا).
خلاصه حالا که گفتم بزار بگم که حداقل از 4 تا جوون از دورو وریای خودمون از خواهرام، از بیجناق یاسر و خواهر خانومی و شاهد و پسر عمو و دختر عموها و حتی دوستای خانومی انتظار داریم که حداقل یه یادگاری رو دیوار ما بنویسن! زشته بابا... حتما خودم باید بیام خواهش کنم؟؟؟ اگه مامان و باباها هم همچین لطفی بکنن که دیگه باعث خوشبختی ماست...
همهء اینا رو گفتم، حالا ببینیم واقعا حرف ما برو داره یا نه!؟ اگر هم خدای نکرده میخواین بگین نظر دادن توی وبلاگ رو بلد نیستین، انتهای هر مطلب رو که نگاه کنید نوشته "نظرات"، روش کلیک کنید و توی صفحه ای که باز میشه هر چی دلتون میخواد در مورد وبلاگ و مطالبش و یا در مورد خود ما بنویسید! به خدا یادگاری میمونه... پشیمونی هم نداره اگه پنج دقیقه هم وقتتون رو به ما بدین! از همهء عزیزانی که مطالب این وبلاگ رو دنبال میکنن ممنونم و ازتون انرژی مثبت میطلبم!

۶ نظر:

ناشناس گفت...

سلام سید جان
داداش خدا نکنه خسته باشی ،ایشالا دشمنت خسته و درمونده باشه
آقا شما که مارو حسابی چوبکاری کردی
داداش با این قلم قشنگ و با صفایی که تو داری جفاست که منم با کلام ناقصم به اونا حاشیه نزنم
داداش من کاری به کار کسی ندارم، تا هستی هستم
دوصت دارم با ص صابونی تا همه تو کفش بمونن
یاعلی

ناشناس گفت...

سلام مردک
چطوری ، خسته نباشی . انشاءاله بزودی دیدار ها تازه و رفع خستگی میشه، خانومی را سلام برسان .
به قول معروف ?!!!! take it easy
چند بار نظر ارسال کرده ام ظاهرا ثبت وارسال نشده شایداین یکی بشه!

به امید دیار بابا

سید فواد گفت...

سلام داداش رضا

خیلی مخلصیم، من که اصلا قلمی ندارم!
چوبکاری نمی کنم، حقیقت رو میگم.
از لطفت ممنون، همیشه مخلصتم.
ایشالا که همیشه موفق و کامروا باشی...

یا علی

سید فواد گفت...

سلام به بابای عزیزم

خیلی خیلی دلمون برای همتون تنگ شده. واقعا دلمون همش اونجا پیش شماست... از وقتی هم که از اینجا رفتین جاتون شدیدا خالیه.
من حالا گفتم کسی نظر نمیده اما شما که همیشه همه جوره به من و خانومی لطف دارین و دائم هم با تلفن با ما در تماس هستین.
گفتین "مردک" دلم لک زد برای شوخیها و گپهای پدر و پسری...
ایشالا به زودی از نزدیک میبینیمتون... دعا کنید امتحانامون رو با موفقیت و نمرهء خوب بگذرونیم.
ممنون از نظر زیباتون، به همه سلام برسونید

یا علی

ناشناس گفت...

هردم این بانگ برآرم ازدل
وای این شب چقدر تاریک است...
اندکی صبر سحر نزدیک است..!

سلام فواد و مونای عزیز
خداوند فرمود"ان مع العسر یسری"
و محققا وعده او قطعی است! هرچند که حتما دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتی که باآنها روبرو هستید کار آسانی نیست! اما با اتکا و توکل کامل به وجود بیکران خداوند آنها را مقهور خودتان خواهید کرد و انشاءا... از حلاوت موفقیت شما کام همه و در وهله اول خودتان شیرین خواهد شد. درضمن امیدوارم کوتاهی مرا بخشیده باشید!!!
ما واقعا بی صبرانه مشتاق دیدار شما هستیم. امید دارم با توکل بیش از بیش ورجوع هرچه بیشتر به قرآن انرژی عالی بگیرید. البته حتما خیلی بهتر از من این اصل فوق العاده را میدانید. من فقط یادآوری کردم!
پایه پروبا قرص ازاین به بعد شما "لعیا"

سید فواد گفت...

سلام لعیا جان

خیلی ممنون از متن محبت آمیز و پرمایه ای که برایمان نوشتی...
ما هم بی صبرانه برای دیدن دوباره همهء شما روزشماری می کنیم و امیدواریم در سایهء الطاف حضرت حق و حجت برحقش همیشه موفق و پیروز باشید.

یا علی